گزیده هایی از کتاب جنگ نرم

 

امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم است.

جنگ نرم ، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ با واقعیت های تردید ناپذیر است.

در این جنگ نرم ، کافی است هواداران جبهه حق بیدار باشند و بیکار ننشینند چرا که زبان حق همیشه موثر تر از زبان باطل است.

یکی از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت یه یکدیگر بدبین کنند.

مهمترین سلاح بین المللی علیه دشمنان و مخالفین سلاح تبلیغات است.

کار فرهنگی در ایران اسلامی مساله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد

شیعه باید مدرن ترین شیوه تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.

در تهاجم معنوی ، تهاجم فرهنگی ، تهاجم نرم شما دشمن را در مقابل چشمانتان نمی بیند ، هوشیاری لازم است.

منبع: جنگ نرم ، نویسنده : رنجبران تحقیق و پژوهش(زهرا ظاهری)

اشتراک گذاری این مطلب!

فضیلت و اعمال ماه شعبان

 

فضیلت و اعمال مشترکه ماه شعبان
فضیلت ماه شعبان


شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟

 

این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

وظایف شاگرد نسبت به استاد

استاد یعنی پدر واقعی دانشجو

دانشجو باید بر این اساس بیندیشد که استاد او ، پدر واقعی و خود او به منزله فرزند و زاده روحانی اوست . فرزند روحانی از فرزند جسمانی ، بهتر و ارجمندتر است . پس دانشجو باید در اداء حق ابوت و تربیت استاد پس از رعایت حق پدر خویش ساعی باشد.

استاد یا پزشک معالج جان و روان

باید دانشجو معتقد باشد که استاد ، پزشک درمان بخش بیماری اوست زیرا سعی می کند روح و روان شاگرد را در مسیر و مجرای طبیعی آن قرار دهد.

 

ارج نهادن به استاد و تجلیل از مقام علم و دانش

شاگرد باید با دیده تکریم و احترام به استاد خویش بنگرد و از عیوب او چشم پوشی کند زیرا اگر شاگرد با احترام به استاد خود بنگرد می تواند به بهره گیری از استاد و نفوذ بیان و گفتار او در ذهنش کمک نماید .

 

تواضع و فروتنی دانشجو در برابر استاد

تواضع شاگرد در برابر استاد افتخاری است برای او و تواضعش موجب رفعت و بلندپایگی او می گردد . در سایه این فروتنی و خاکساری می تواند به علم و معرفت دست یابد.

تفوق رأی و نظریه استاد بر رأی و نظریه شاگرد

دانشجو نباید رأی و نظریه استاد را مردود ساخته و با او آمرانه سخن گوید . نباید بر خلاف نظریه استاد ، علیه او اشاره ای بکند .

 

با احترام از استاد یاد کردن

باید خطاب  و جواب دانشجو به استاد و گفتار او درباره وی چه در حضور و چه در غیاب او توأم با تجلیل و تکریم باشد.

 

باید از استاد سرمشق بگیرد

دانشجو باید حرمت استاد را از دیدگاه خود مهم تلقی نموده و او را راهبرو مقتدای خود بداند و حیثیت و احترام او را در غیاب او و پس از مرگش پاسداری کند.

سپاسگذاری از استاد و هشدارهای او

دانشجو باید ارشادات استاد را – اگرچه با آمیزه توبیخ و خرده گیری و انتقاد همراه باشد – از جمله نعمت ها و احسان او تلقی کند که استاد به او توجه دارد و هرگز منافع او را از نظر خویش دور نمی کند.

تحمل جور و تندرویهای استاد

شاگرد باید در برابر جور و جفای استاد خویشتن داری خود را حفظ کند . باید اعمال و رفتار به ظاهر ناپسند استاد را با بهترین و دلپسندترین تعبیر توجیه کرده و آن را بعنوان رفتاری مقرون جلوه دهد.

 

در انتظار استاد و شرفیابی از محضر او

شاگرد باید پیش از حضور استاد در جلسه او حاضر گردد و خود را به چنین پیشگامی هایی تمرین و عادت دهد.

 

ورود به مجلس خصوصی استاد

دانشجو نباید بدون اجازه وارد مجلس خصوصی استاد گردد چه استاد تنها به سر برد یا دیگران نیز در حضور      او باشند .

آراستن و پیراستن درون و برون به هنگام ورود استاد

شاگرد باید با وضع و هیئتی کامل و مطلوبی وارد بر استاد گردد با چهره ای شاداب و قلبی سرشار از نشاط و درونی گشوده و     با شرح صدر و ذهنی صاف و پاکیزه با استاد روبرو شود .

آمادگی روحی و ذهنی شاگرد برای درس

آنگاه که به خواندن درس در حضور استاد سرگرم می گردد نباید دچار دل مشغولی و ضعف و چرت زدن و شتابزدگی و اضطراب و نگرانی و امثال حالاتی باشد که با وجود آن تحقیق و کاوش های علمی او دشوار گردد.

عدم ایجاد مزاحمت برای اشتغالات استاد

نباید مانع استراحت استاد گردد.

وقت تدریس را نباید بر استاد تحمیل نمود.

جلوس شاگرد در محضر استاد

باید به گونه ای جلوس نماید که کیفیت نشستن او نمایانگر نزاکت و ادب او باشد . آرام و متواضع و سر به زیر بنشیند.

مراقب حرکات و حالات خود در محضر استاد باشد.

تنظیم صدا و گفتار و تلطیف آن در پیشگاه استاد

جبران و تدارک کمبودهای سخن استاد با اشارات لطیف

رعایت ادب و نزاکت در خطاب به استاد

نادیده گرفتن سبق لسان و لغزش زبان استاد

پیش دستی نکردن شاگرد به پاسخ پرسش ها در محضر استاد

تمرکز حواس و استماع دقیق به سخنان استاد

ارج نهادن به توضیحات استاد

عدم تکرار سؤال های فرساینده و تلف کننده فرصت

سؤال به موقع شاگرد و دلنشین بودن سؤال شاگرد

رعایت نزاکت و ادب در اخذ و عطا

حفظ حریم استاد به هنگام جلوس و اقامه نماز

 

برگرفته از کتاب آداب تعلیم و تربیت شهید ثانی (تحقیق ازشیما ناصری)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

برگزاری مراسم عید مبعث

روز دو شنبه 96/02/04 به مناسبت عید مبعث پیامبر اکرم صلی ا…علیه و آله  مراسم جشن و سرور در مدرسه برگزار شد. این مراسم با تلاوت قرآن شروع شد.سپس دکلمه خوانی و قرائت شعر در وصف رسول خدا و مبعث توسط یکی از طلاب انجام شد بعد از آن مولودی خوانی و هم خوانی طلاب برگزار شد ، این مراسم با اقامه نماز ظهر و عصر و پذیرایی پایان یافت.

اشتراک گذاری این مطلب!

اجرای طرح سنجش سلامت

اجرای طرح سنجش سلامت طلاب پایه اول و دوم با حضور طلاب در مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر

طرح سنجش سلامت طلاب از اسفند سال ۹۵ با ثبت نام اینترنتی طلاب پایه اول و دوم در سامانه مرکز مدیریت خواهران صورت پذیرفت.

این طرح با توجه به توافقی که بین مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران و مرکز خدمات حوزه های علمیه خواهران صورت گرفت و با حضور پزشکان در داخل مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر و انجام معاینات پزشکی و  آزمایشاتی از جمله خون و گرفتن فشار خون طلاب و .. انجام شد.

لازم به ذکر است، در اجرای این طرح مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر میزبان ۴۰ نفر از طلاب پایه اول و دوم حوزه علمیه حضرت ولی عصر (عج) بود.

گفتنی است، این طرح در روز یکشنبه ۳ اردیبهشت ماه از ساعت ۷ لغایت ۱۱ در مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر برگزار شد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

برگزاری جلسه7 سبک زندگی اسلامی با استاد خانم چینی چیان

روز یکشنبه 96/02/03هفتمین کلاس اخلاق با سرکار خانم چینی چیان در سال تحصیلی 96-95 برگزار شد. موضوع این جلسه: اولویت های اخلاقی برای تداوم خانواده: …

عفت:


عفت جزء دو دعایی است که امام زمان عج برای ما میکند.


عفت در نفس مانع غلبه شهوات بر نفس میشود و یک حالتی در قلب ایجاد می کند و آن حیاء است.


حیاء جزء شاکله شخصیتی زن است و اگر حیاء از زن گرفته شود راه نفوذ برای شیطان باز میشود.


عفت حالت رفتاری ایجاد میکند به نام وقار.


خروجی عفت نفس، حیاءقلب و وقار رفتاری حجاب است.


راه های عفت ورزی نسبت به نامحرم:


۱. کنترل نگاه
۲. کنترل صدا
۳. کنترل رفتار و بیان
۴. کنترل خوردن
۵. اشتغال مثبت ذهنی
۶. کنترل پوشش ( حد حجاب شرعی)
۷. کنترل ارتباط و رفت و آمد.


لازمه عفت دوری از خباثت است

اشتراک گذاری این مطلب!

"تاج بندگی" مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

بعثت و فرود آمدن جبرییل در حرا، بازگشایی راه های آسمان به حریم بسته انسان است. خداوند، بانگ بیدار باش را از سر رحمت بیکران خود به صدا درآورده است. این سروش ایزدی بر بال جبرییل فرود آمد و از حنجره پاک محمد صلی الله علیه و آله بر زمین منتشر گردید.

داستان بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
ماجرای بعثت حضرت پیامبر، با نقل های متفاوتی روایت شده است. چه سخنی رساتر و شیرین تر از بیان امام هادی علیه السلام که می فرماید: «هنگامی که محمد صلی الله علیه و آله ترک تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وی بخشیده بودبه مستمندان بخشید، هر روز به کوه حراء می رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می نگریست، و شگفتی های رحمت و بدایع حکمت الهی را مورد مطالعه قرار می داد.

به اطراف آسمان ها نظر می دوخت، و کرانه های زمینو دریاها و دره ها و دشت ها و بیابان ها را از نظر می گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهی، درس عبرت می آموخت.

ازآنچه می دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می افتاد. آن گاه با روشن بینی خاصی به عبادت خداوند اشتغال می وزید. چون به سن چهل سالگی رسید خداوند نظر به قلبوی نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.

در آن لحظه خداوند فرمان داد درهای آسمان ها گشوده گردد. محمد صلی الله علیه و آله از آنجا به آسمان ها می نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر کرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد صلی الله علیه و آله آنها را می دید. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان ها به سر محمد صلی الله علیه و آله و چهره او معطوف داشت.

در آن لحظه محمد صلی الله علیه و آله به جبرئیل که در هاله ای از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و سخت تکان داد و گفت: ای محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟

جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان که جهان و جهانیان را آفرید. خدائی که انسان را از ماده پست (نطفه) آفرید. بخوان که خدایت بزرگ است. خدائی که با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائی یاد داد که نمی دانست»

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

سیرمطالعاتی کتب شهید مطهری20

روز شنبه 96/02/02 بیستمین جلسه سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری در سال تحصیلی 96-95 توسط آقای دکتر هوشنگی درمدرسه برگزار شد

موضوع این جلسه:انتخابات…

برای بررسی این دوره باید دوره های گذشته هم مرور شود.

اول بگوییم به چه کسی رای ندهید بعد اصلح را معرفی کنیم…

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه صبر کنیم؟قسمت 8

بسمه تعالی

   دوستان خوبم سلام ، امیدوارم برای صبر کردن وقت گذاشته باشید و تا اینجا کار را دنبال کرده باشید. در بحث امروز در دنباله‌ی مطلب، انسان‌های صبور باید بدانند چه می‌خواهند ،مطلب به شناخت مسیر رسید.

شناخت مسیر

    لازمه‌ی هر مسیری وجود مبدأ و مقصد است، اگر هدف را شناخته باشیم در مرتبه‌ی بعدش باید مسیر رسیدن به این هدف را بررسی کنیم پس مقصد رسیدن به هدف است که این هدف با علاقه‌های ما همخوانی دارد، اما مبدأ از کجاست؟ این مسأله‌ای است که باید دقیق بررسی شود، این مسأله‌ای است که وابستگی صد در صد با شناخت انسان از خود را می‌طلبد، این مسأله‌ای است که اگر درست و آشکار  پردازش شود انسان می‌تواند مطمئن باشد که در هنگام حرکت به طرف هدف و مقصد هر چه به جلو  پیش می‌رود لذت رسیدن و نزدیک شدن به هدف را بیشتر می‌چشد!!!

    چه می‌شود بر ما که ادعای رسیدن به خدا را داریم، تمام عمر می‌خواهیم به بهشت وارد شویم، تلاش مضاعفی داریم تا امام زمان عج را از خود راضی و خشنود کنیم، در آرزوی موفقیت‌های اجتماعی سرخوشیم، برای یک ارتباط مناسب با همسر و فرزند هر کار درست و غلط را تجربه می‌کنیم، برای عالم شدن و مدرک گرفتن و باسواد شدن به هر دری می‌زنیم و کلاس‌های مختلف را با هزینه‌های گزاف تحمل می‌کنیم و هزاران تصمیم جور و واجور که روزانه به سراغ ما می‌آیند و دمی ما را شاد می‌کنند و نوید رسیدن به مقصد را به ما می‌دهند و پر انرژی حرکتی ضربتی به طرف هدف را در ما زنده می‌کنند و بعد از یک مدت کوتاه … خستگی و کسالت عارض می‌شود، دیگر هیچ نشاطی برای ادامه‌ی کار و انجام  برنامه‌ای که برای خود ترسیم کرده‌ایم وجود ندارد، انسان می‌ماند و یک کار نیمه کاره که شروع شده اما الان حتی نمی‌داند برای چه شروع شده و این کار به چه دردش می‌خورد!!!

پس دوباره ذهن مشغول می‌شود و  به دنبال یه راهی می‌گردد تا او را به مقصد برساند و از این بلا تکلیفی و از این بی هدفی نجاتش بخشد و  دوباره همان مسیر گذشته تکرار می‌شود به یک کار دیگر مشغول می‌شود و فکر می‌کند آن کار قبلی غلط بود این کار دیگر همان کار نجات بخش است  و باز برای مدتی مشغول می‌شود و بعد زمانی کوتاه خستگی و رها کردن کار و دچار افسردگی شدن و ناله و نفرین به دنیا و به گردن اطرافیان انداختن ناکامی‌ها و خلاصه احساس تنهایی و کسی مرا دوست ندارد و چه زندگی مرگباری و شکست در زندگی و افسوس و افسوس و افسوس که اگر که و که و که با من همراه بودند و اگر شرایط بر وفق مراد بود و … من موفق میشدم!!!!!!

    دوستان واقعا این چه نحو حرکت به طرف خواسته‌ها است!؟ واقعا کسانی که در زندگی پیروز شده‌اند هم همینگونه رفتار کرده‌اند؟ این همه بی فکر و باری به هر جهت و متنوع و متشتت!!!

    واقعا باید پیگیر، دنبال یک کار را گرفت و بی وقفه و بدون خستگی عمل کرد و سختی‌ها را بر خود هموار نمود، تا به نتیجه رسید!!!`

با شما دوست عزیز می‌گویم: برای رسیدن به مقصد، بعد از مشخص کردن هدف، هدفی که مورد علاقه باشد و نبود این هدف در زندگی یک کمبود اساسی و باور نکردنی در زندگی ایجاد کند هدفی که بدون آن نتوان زندگی را سر کرد! بعد از پیدا کردن این هدف باید مسیر رسیدن به این هدف را مطابق شرایطی که وجود دارد پیدا نمود و ترسیم کردد، در ذهن برای خود راه بچینیم و با خیال پردازی تا ته مسیر را برویم و به هدف برسیم خیلی خوش باوری است، اگر مسیر با واقعیت موجود هماهنگی نداشته باشد در ذهن، انسان به خواسته‌اش رسیده است اما در واقعیت خارجی، چون مسیری که انتخاب کرده با شرایطی که دارد هماهنگی ندارد به مقصود نمی‌رسد و دچار پارادکس و تناقضی کشنده می‌شود از یک طرف به چیزی که می‌خواهد رسیده و از یک طرف نرسیده، از یک طرف خوشحال است و از یک طرف ناراحت این ضد و نقیض بودن درون و بیرون روح انسان را خسته می‌کند و کاری را که شروع کرده رها می‌نماید!!!! اما چون انسان کمال طلب است به خاطر این ناکامی دست از تلاشش بر نمی‌دارد و دوباره و دوباره همین مسیر خسته کننده و کشنده را ادامه می‌هد!!!

    راه حل ساده است باید بعد از بدست آوردن هدف مورد علاقه، مسیر حرکت و نقشه‌ی راه برای عمل اعم از مقدمه چینی کردن، آماده کردن وسایل، تعیین زمان و مکان، نوع ارتباطات، بر طرف کردن مانع‌ها و خلاصه هر چیزی که کمک می‌کند به پیروزی و رسیدن به هدف و هر چیزی که مانع است و انسان را از رسیدن به مقصد باز می‌دارد کاملا واضح، مشخص شود و مطابق این واقعیت کاری انجام گیرد و حرکتی صورت پذیرد؛ فقط در این صورت است که انسان با هر حرکتی متوجه می‌شود که به مقصود نزدیک‌تر شده،  و اگر در این مسیر دچار خستگی بشود باز آن انگیزه‌ای که او را وادار به حرکت کرده بود، به حرکتش می‌اندازد و از خستگی و دل زدگی دور می‌ماند و از آفت تغییر مدام کارها ایمن می‌شود، در این صورت هماهنگی عمل با واقعیت است که ولو آهسته اما پیوسته بالاخره به مقصود می‌رسد و می‌تواند اعتماد به نفس خود را بالا ببرد.

    دوستان سخن به درازا کشید جمع بندی بکنم، انتخاب مسیر باید هماهنگ با هدفی باشد که مورد علاقه و نیاز انسان است و از طرف دیگر انتخاب مسیر باید هماهنگ با واقعیت موجود در زندگی و شرایط انسان باشد مطابق باشد با وضعیتی که در آن زندگی می‌کند از شرایط خوب و بد، هماهنگی این دو عنصر باعث می‌شود انسان مقدمات صحیحی را فراهم کند و خسته نشود و چیزهایی را که مورد نیاز نیست را مورد توجه قرار ندهد.

موفق و شاد و پیروز باشید.

اشتراک گذاری این مطلب!

فن ترجمه25

نکته 25:

در بحث­های گذشته با ساختار جمله­ های ساده و مستقل آشنا شديم. در زبان فارسی جمله­ ای که تنها يک فعل داشته باشد، جمله ساده خوانده می­شود. هر گاه جمله ساده دارای معنی تمام و کامل باشد آن را جمله مستقل می­نامند.

انسان برای بيان مقصود خود در بيشتر موارد نياز به چندين جمله پی در پی دارد. اين جملات پی در پی، بايد با هم ارتباط معنوی يا لفظی داشته باشند. برای مثال در اين عبارات «شيری در بيشه خفته بود. موشی بر پشت او جست. شیر از خواب پرید. موش زبان به عذر خواهی گشود.» پيوستگی و ارتباط بين جملات مستقل، بدون ذکر کلمه خاص و فقط با معنای آنها برقرار شده است؛ ولی در عباراتی مانند «موش بر پشت شيری که خفته بود، جست. شير از خواب پريد، چون موشی بر پشت او جسته بود. موش بخاطر کاری که کرده بود، زبان به عذر خواهی گشود.» جملات مستقل به وسيله کلماتی مانند «که، چون، بخاطر» با هم ارتباط پيدا کرده­اند. به اين کلمات، کلمات ربط و به اين نوع از ارتباط پيوند لفظی گفته می­شود.

در زبان عربی نيز برخی از جملات با هم ارتباط معنوی دارند و برخی به وسيله کلمات خاصی با هم ارتباط برقرار می­کنند. برای مثال در عبارات «کان أسدٌ نائماً فی غابةٍ. وثبَتْ فأرةٌ علی ظهره. فزَّ الأسد. أخذَت الفأرةُ تعتَذِرُ.» ارتباط و پيوند معنوی برقرار است؛ و در «وثبت الفأرةُ علی ظَهرِ الأسد الذي کان نائماً. فزَّ الأسد من النوم لأنَّ فأرةً قد وثبَت علی ظهره. أخذت الفأرةُ تعتذِرُ لما فعلتْ.» عبارات مستقل به وسيله کلمات خاصی مانند «الذي، لأنَّ، لما» با هم ارتباط پيدا کرده ­اند.

دو حرف «إنَّ و أنَّ» در زبان عربی جزء حروف مشبه به فعل هستند و بر بعد از آنها جمله اسميه واقع می­شود. اين دو حرف، دو جمله مستقل را به هم پيوند می­دهند و در معنا معادل حرف ربط «که» فارسی می­باشند. برای مثال برای ترجمه عبارت «شنيدم که دوستم بيمار است.» به زبان عربی از حرف ربط «أنَّ» استفاده می­شود. «سمعتُ أنَّ صديقتي مريضةٌ.». گاهی اوقات از شکل مخفف اين حروف استفاده می­شود. برای مثال برای ترجمه «شنيدم که دوستم مريض نيست.» از حرف ربط «أنّ مخففه» استفاده می­شود. «سمعتُ أنْ ليستْ صديقتي مريضةٌ».

تمرين 25: عبارت زير را به زبان عربی بنويسيد.

«ديروز به مدرسه رفتم. با دوستم درس نحو را مرور کردم. استاد نحو آمد. من خوشحال بودم چون درس نحو را خوانده بودم ولی استاد از من سؤال نکرد.».

«شنيدم که دوستم نيامده است. از زهراء حال او را پرسيدم و دانستم که او بيمار است. با زهراء قرار گذاشتيم که بعد از کلاس به ديدن او برويم.».

مرور کردم: راجَعتُ/ خوشحال بودم: کنتُ مسرورةً/ خوانده بودم: کنتُ قرأتُ/

سؤال نکرد: ما سألتْ أو ما سأل/ نيامده است: ما جاءَتْ/ دانستم: عرفتُ/

قرار گذاشتيم: قرَّرْنا/ که برويم: أن نَذهَبَ»   

 

اشتراک گذاری این مطلب!