هم نشینی با کلام امیر علیه السلام: حکمت 2...

    و قال (علیه السلام): ازری بنفسه من استشعر الطمع و رضی بالذل من کشف عن ضره و هانت علیه نفسه من امر علیها لسانه.

و درود خدا بر او فرمود: آن که جان را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده، و آن که راز سختی­های خود را آشکار سازد خود را خوار کرده و آن که زبان را بر خود، حاکم کند، خود را بی ارزش کرده است.

    انسان بر مبنای قوانین و دلیل­های فلسفی موجودی مجرد است و نیز بر مبنای قوانین و استدلال­های عرفانی تجلی حق است؛ و بر این مبنا که هر موجودی ذاتیات خود را ظاهر می­سازد، پس تجلی هم باید ذاتیات اصل خود را ظاهر سازد، بنابر این اگر انسان تجلیی از حق است باید نمودی از بی­نهایت ذات حق در این انسان هم ظاهر شده باشد؛ و این بی­نهایت بودن در مراتب مختلف وجودی انسان خود را به شکل­های مختلف نشان می­دهد، در مرحله و مرتبه احساسات این بی­نهایت خود را به شکل زیاده طلب کردن نشان می­دهد، همه چبز می­خواهد، هیچ حد و مرزی برای این دوست داشتن و خواستنش وجود ندارد، این یک حس طبیعی است که با کلام حضرت علی علیه السلام مؤدب می­شود اگر این حس به حال خود رها شود نتیجه­ ای جز پست شدن و حقیر شدن در جمع چیزی را برایش به ارمغان نمی­ آورد، به همین دلیل

امیرالمؤمنین علیه السلام می­فرماید: جان خود را با طمع نپوشانید که شما را پست می­گرداند.

    رضی بالذل من کشف عن ضره

آن که راز سختی­های خود را آشکار سازد خود را خوار کرده.

    یکی از مسائل مهم هر انسان در زندگی نوع ارتباطی است که در زندگی با دیگران برقرار می­کند؛ در ارتباط با دوستان و همنوعان، صحبت کردن جایگاه مهمی دارد، چه بگوییم ، از کجا بگوییم، چطور بگوییم چه نگوییم، چه چیزی را اگر بگوییم باعث می­شود که ارتباط به جای اینکه محکم شود سست­ تر می­شود؛

حضرت علی علیه السلام می­فرماید:

در ارتباطات و صحبت کردن­های خود باب گله و شکایت را باز نکنید، از مشکلاتی که در زندگی پیش آمده است صحبت نکنید، اظهار عجز و ناتوانی نکنید، زیرا این نحو ارتباط و برخورد با دیگران باعث می­شود که در نظر دیگران خوار شود.

    مقایسه کردن خود با دیگران یکی از خصوصیاتی است که انسان­ها دارند وقتی فرد در ارتباط با دوستان و آشنایانش مشکلات، ناکامی­ها، زجرها و بدبختی­هایش را با آب و تاب مطرح می­کند نا خودآگاه شنونده شخص را با یک حالت ایده­آل و با خود مقایسه می­کند و این مقایسه برای مخاطب دور بودن  گوینده را از کمال زندگی واضح می­کند و مطابق شخصیت مخاطب یک دیدگاهی در ذهن شنونده شکل می­گیرد؛ اگر مخاطب متکبر باشد از دید بالا به این انسان نگاه می­کند و مای­ی تحقیر می­شود که این آدم چقدر بدبخت است و من از او بهترم و با دید حقارت به او نگاه می­کند و این همان فرموده­ی مولی الموحدین است که اگر رازت را و مشکلت را بگویی خوار می­شوی!

    و اما اگر مخاطب حسود باشد دوباره خود را مقایسه می­کند و با یک دید تحقیری به گوینده می­نگرد و او را ضعیف و پایین­تر از خود می­یابد و در این صورت هم باز باعث تحقیر متکلم می­شود و نتیجه همان است که امیر المؤمنین علیه السلام فرموده­اند که بیان کردن ناملایمات و ناراحتی­ها باعث خواری می­شود.

    و اما اگر مخاطب خود کم بین باشد در این صورت هم وقتی نقص و ضعف شما را ببیند شاید در بعضی موارد برای برطرف کردن حس حقارت و خود کم بینی خود به نحوی با شما ارتباط برقرار می­کند که خود را حلال مشکلات و بزرگ جلوه دهد و تو که گرفتار هستی همانند خودش تحقیر شده و مقصر نشان می­دهد و این نوع از همه­ی انواع دیگر پر خطرتر است زیرا رسما شخصیت شما مبهم و خرد می­شود و چیزی که شما نیستید و ندارید را به شما القاء می­کند یعنی در این نوع ارتباط هم تحقیر و خوار کننده است. پس باز هم می­رسیم به کلام حضرت علی علیه السلام که بیان سختی­ها و مشکلات به دیگران شما را خوار می­کند.

اگر عزت نفس می­خواهید باید دست از درد دل کردن بردارید و با صاحب مشکلات بیان سختی­ها را کنید و از او راه حل بگیرید  

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.